رانندگان تاكسی كه از این پس اقدام به سوار كردن زن و مرد غریبهای كه هیچ نسبت فامیلی با یكدیگر ندارند، كنند ضمن تذكر به آنان از سوی ماموران راهنمایی و رانندگی در صورت تكرار جرم، جریمه می شوند. معاون انتظامی راهنمایی و رانندگی تهران در حالی كه این موضوع را جرم اعلام كرده است، گفت: این اقدام از ابتدای بهمن ماه با همكاری و ابلاغ به سازمان تاكسیرانی به منظور توجیه رانندگان تاكسی آغاز شده است. این كار فعلاً در حد تذكر به مسافران و رانندگان تاكسی است اما از ابتدای سال آینده با اجباری شدن این طرح، اقدام از تذكر خارج شده و رانندگان متخلف جریمه خواهند شد
● غرغر (1)
مدارك لازم برای سوار شدن به تاكسی:
- شناسنامه طرفین ممهور به مهر دفترخانه ازدواج
- ترجیحاً یك دوجین اولاد (بهتر است در بغل خانم یك نوزاد تعبیه شود كه از چانه تا فرق سر دهانش را باز كرده و ونگ بزند)
- همراه داشتن والدین از عمهی مادربزرگ تا خالهی بابابزرگ محض استشهاد
- استشهاد در محل سوار شدن به تاكسی از افراد خوشنام و كسبه محل با استامپ مرغوب و اعلا
- گذراندن آزمایشهای پزشكی مربوطه (پیشنهاد میگردد در صندوق عقب هر تاكسی تجهیزات مخصوصی جهت آزمایش DNA مسافران و ریشههای ژنتیكی آنان تعبیه گردد. بدیهی است تهیهی لوله آزمایش، لیوان یكبار مصرف، پیپت، ارلن، قطرهچكان، میكروسكوپ و روپوش سفید برای رانندگان به عهده سازمان تاكسیرانی خواهد بود)
● غرغر (2)
آقای سفسطه با خانمی «نسبتا» سوار تاكسی میشود. گیر میدهند:
- شما با هم نسبتی دارید؟
- نسبت هر كس با كل هستی نظیر نسبت خود اوست با تمامیت خویشتن. آری نسبی است، حتی ارتباط زن و شوهری نیز نسبی است و این نسبیت است كه علل هر معلولی را تعریف میكند.
● غرغر (3)
- مادرجون قربون جوونیت بیزحمت منو برسون اون ور خیابون
- شرمنده خانوم. چون شما مادر واقعی من نیستین، امكان نداره.
● غرغر (4)
- ونك میخوره؟
- چی رو؟
- ای بابا! چی چی چی رو میگم ونك مسیرته؟
- آره ولی شما آقا و خانوم چه نسبتی با هم دارین؟
- ایشون دكترهستن. خانومم تو خونه داره میمیره. میخوایم زود بریم.
- نچچچچچچچ...امكان نداره داشم! ما اهل خلاف ملاف نیستیم. برو كنار بذار باد بیاد.
● غرغر (5)
البته این قانون تنها شامل افراد نگونبخت و كمدرآمد (آسیبپذیر وارث زمین سابق) است كه با «خط 11» و تاكسی و اتوبوس سر و كار دارند و وسعشان نمیرسد كه ژیانی هم بخرند تا دچار وساوس شیطانی نشوند و البته فساد و فحشا هم مربوط به اینهاست كه از سر سیری شكم میرند خانم بازی! و صد البته به همین دلیل، این قانون شامل افراد متشخص، آقازاده و فرستكلاس نمیشود. چون مملكت ما مملكت سرمایهدارسالاری است و سرمایهداری از همه لحاظ حتی بیش از اخلاق، حرف اول را میزند:یك جایی در هر جای شهر دو نفر مذكر و مونث از یك جایی در شمال شهر، ماكسیمای مشكی. هر هر میخندند و صدای پخش هفت چهار راه آن ورتر هم شنیده میشود: دهانت را میبویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم...یك مامور وظیفهشناس راهنماییكننده به آنان نزدیك میشود:- ببخشین جناب مصدع اوقاتتون میشم اصلاً جای نگرانی برای شما نیست فقط یه سوال ساده داشتم خدمتتون محض انجام وظیفه،ببخشین شما با هم نسبتی دارین؟- بله ما با همدیگه متناسبیم. چطور مگه؟- هیچی خواستم عرض كنم به پای هم پیر شین مبارك باشه ایشالا.نتیجه: بچه سوسول باش تا كامروا باشی
● غرغر (6)
آقای خرازی با خانم بینظیر بوتو توی ماشینی نشستهاند. تكرار ماجرا:
- آقا شما با هم نسبتی دارین؟
- نه عزیزم. چطور مگه؟
- پس غلط كردی با خانوم غریبه سوار شدی بیا پایین بینم
- بابا من خرازیام.... ئه؟ ئه؟ یعنی چه؟
- خرازیی؟ چرا نمیشینی سر مغازهت؟ اومدی خانومبازی؟ بیا پایین معطل نكن...
● غرغر (۷)
ایران 3000 - اولین سری از دوربینهای «نسبتیاب» در چهارراهها و اتوبانهای سراسر كشور نصب شد. روابط عمومی سازمان كشف نسبتمسافرین (راهنمایی و رانندگی سابق) در پاسخ به خبرنگار ما در خصوص تاریخچه ساخت این دوربین گفت: والله ما هزار سالی هست داریم رو این پروژهی مهم و ملی كه گام بزرگی در پیشرفت مملكتمون به شمار میاد كار میكنیم و امیدواریم این تنها مشكل لاینحل وطن عزیزمون رو حل كنیم.
● دعای پایانی: خداوندا! به بندگانت بیاموز تو وجود داری، اما نه اینجوری!
حالا بايد خنديد يا گريه کرد از اين به بعد ديگه تاکسی بی تاکسی
تـــا بعـــــــد . سپيده 

و اين بود آخــــــــــــــــــــر ماجــــــــــــــــــــــــــــــــــرا
سلام 

پيش از اينکه سنگ بشی ! دو قدم مونده به سخت شدن . يه وجب تا نفوذ ناپذير شدن يه پله تا جرم گرفتن و زنگ ردن ، بوی نا گرفتن . سر مرز پوچی و بی تفاوتی و بی خيالی ، تا پايان راه ... يعنی فسيل شدن . درست پيش از اين لحظه تاريک نيستی ، دقيقه ای هست که می تونی با يک نگاه شکارش کنی . اون فرصت طلايی کليد قفل تنهايی . ساحل نجات پس از گذر از در يای طوفانيه . آرامش قبل از طوفانه . اون فرصتی رو که می گم شانس بزرگ زندگيه . همون عرض تبريکه ، که می تونی اونو تو هزار توی پر پيچ و خم زندگی پيدا کنی . عبور از هفت خان رستمه پيش از اينکه بترسی و وابدی پيش از اينکه از پاداش تقدير نااميد بشی . پيش از اينکه تو شطرنج زندگی کيش و مات بشی . اين لحظه مثه يه معجزه ظهور می کنه ، مثه يه بارون بهاری روح تشنه و زخمی تو رو مداوا می کنه . يه سيلی سبز بهت می زنه که بعد از اون چشات همه جا رو و همه کسو سبز می بينه وقتی چشات سبز شد می تونی يه بار ديگه امتحان کنی می تونی يه بار ديگه متولد بشی . اين فرصت از نفساتم به تو نزديک تره . اونو در ياب مبادا تو رو جا بذاره . اون وقت زندگی از شير مادرت به تو حلال تره . تا آدم هست غمم هست . گل بی خار زود چيده می شه عمرش کوتاست . زندگی بی رنج ارج نداره . وقتی غم و غصه نا غافل می ياد سراغمون مثه مهمونه ناخوندست مجبوری قبولش کنی . آش کشک خاله س بخوری يا نخوری پاته . اما می شه بعد از اين که غمو و غصه چترشو تو زندگيمون وا می کرد راه نجاتی پيدا کرد . اين که بخوای اون راه نجات رو دريابی يا نخوای ديگه با خودته . گوش کن رفيق ، شايد اون فرصت که می گم تو همين لحظه نجاتت بده شايد هما همين الان رو درخت نشسته باشه تا نپريده حواست به من باشه . نذار تلخ بشی . اين دل صاحب داره صاحبشم تويی ! زندگی به همين يه راهی که تو داری می ری ختم نمی شه . اين راه نشد يه راه ديگه آخه می دونی چيه زندگی شعبده بازييه تردستی زياد بلده . عاشقش بودی ؟اينا همش حرفه کدوم عشق ! بگو سر کاری . الکی خوشی . اگه عشق بود که نمی رفت و تو رو تو خماری نمی ذاشت تو رو تو نيمه راه جا نمی ذاشت . اگه حرفامو نمی خوای گوش کنی گوشاتو بگير اما تو رو خدا چشماتو وا کن . عشق و دلدادگی نشونی داره . عشق يه طرفه مايه دردسره . همين که طرف خودش به يه بهونيی رفته خودش يه جور جوابه ! اگه تو می گی عاشقشی من باور می کنم . عشق خط کشی بلد نيست . عشق مثه بارونه خشک و تره و با هم خيس می کنه . می گی از دوريش خيلی رنج می کشی ! عيب نداره جونم بکش می دونی چرا چون خودت خواستی بذار اين رنج عشق تو رو پاک و زلال کنه . بذار خامی و نادونی تو وجودت ، با حرارت اين درد و رنج پخته بشه . از خودت بپرس تو اين عشق بی کلک ،کجای کار ميزون نبوده ؟! يا اگه طرف نا غافل رفته کدوم قسمته وجودش واسه تو ناشناخته بوده . شايد شما دو نفر يه جای آدرسو اشتباه اومدين. نذار با خيالبافی پات گير کنه تو گل واموندگی . برو تو عمق وجودت سرک بکش ، خودتو ديد بزن . ببين اگه از اون جدا شدی کجايی کارو اشتباه اومدی . می دونی چرا اشتباه کردی و فکر می کنی که به صفر رسيدی من که همه حرفم از اول همين بود اصلا می دونی موضوع چيه . ده نه ده نمی دونی اخه موضوع اينه که تو اصلا اون فرصت طلايی رو نشناختی . اون نگاه رو شکارش نکردی . می دونم دل پردی داری اما چه می شه کرد اشتباه از خودت بوده بايد می شناختيش حفطش می کرديش ، واسش جايگاه ابدی انتخاب می کردی . پس تا دير نشده بجمب . برو دنبالش بهش بگو اونو شناختی ، بهش بگو جای خاليشو حس کردی اگه اينارو بتونی بگی معلموه حالا ديگه تونستی شکارش کنی پس مثه ماتا منو نگاه نکن و راه بيوفت راستی يادت نره به منم خبر بدی رفيق . من منتظرم آخه منم لحظه ها رو شناختم لحظه خوب من لحظه ای که تو بهم خبر بدی تونستی اون نگاه رو شکار کنی . 
