E-MAIL
ARCHIVE

Flash player plug-in





  L O V E   S T O R Y 

با هـم باشـيم

http://pourhamzeh.blogsky.com - بدون شرح

http://paaeez.persianblog.ir - برگای زرد پائیز

 

Copyright :
. استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نام ماخذ ( بیا با هم باشیم ) و یا لینک به یادداشتها مجاز است
All Rights Reserved!
Sepideh - 2003

 

 

پنجشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٢

شکار نگاه - فرصــــــــت طلایـــــــــــی
سلام رفيق :‌ پيش از اينکه سنگ بشی ! دو قدم مونده به سخت شدن . يه وجب تا نفوذ ناپذير شدن يه پله تا جرم گرفتن و زنگ ردن ، بوی نا گرفتن . سر مرز پوچی و بی تفاوتی و بی خيالی ، تا پايان راه ... يعنی فسيل شدن . درست پيش از اين لحظه تاريک نيستی ، دقيقه ای هست که می تونی با يک نگاه شکارش کنی . اون فرصت طلايی کليد قفل تنهايی . ساحل نجات پس از گذر از در يای طوفانيه . آرامش قبل از طوفانه . اون فرصتی رو که می گم شانس بزرگ زندگيه . همون عرض تبريکه ، که می تونی اونو تو هزار توی پر پيچ و خم زندگی پيدا کنی . عبور از هفت خان رستمه پيش از اينکه بترسی و وابدی پيش از اينکه از پاداش تقدير نااميد بشی . پيش از اينکه تو شطرنج زندگی کيش و مات بشی . اين لحظه مثه يه معجزه ظهور می کنه ، مثه يه بارون بهاری روح تشنه و زخمی تو رو مداوا می کنه . يه سيلی سبز بهت می زنه که بعد از اون چشات همه جا رو و همه کسو سبز می بينه وقتی چشات سبز شد می تونی يه بار ديگه امتحان کنی می تونی يه بار ديگه متولد بشی . اين فرصت از نفساتم به تو نزديک تره . اونو در ياب مبادا تو رو جا بذاره . اون وقت زندگی از شير مادرت به تو حلال تره . تا آدم هست غمم هست . گل بی خار زود چيده می شه عمرش کوتاست . زندگی بی رنج ارج نداره . وقتی غم و غصه نا غافل می ياد سراغمون مثه مهمونه ناخوندست مجبوری قبولش کنی . آش کشک خاله س بخوری يا نخوری پاته . اما می شه بعد از اين که غمو و غصه چترشو تو زندگيمون وا می کرد راه نجاتی پيدا کرد . اين که بخوای اون راه نجات رو دريابی يا نخوای ديگه با خودته . گوش کن رفيق ، شايد اون فرصت که می گم تو همين لحظه نجاتت بده شايد هما همين الان رو درخت نشسته باشه تا نپريده حواست به من باشه . نذار تلخ بشی . اين دل صاحب داره صاحبشم تويی ! زندگی به همين يه راهی که تو داری می ری ختم نمی شه . اين راه نشد يه راه ديگه آخه می دونی چيه زندگی شعبده بازييه تردستی زياد بلده . عاشقش بودی ؟اينا همش حرفه کدوم عشق ! بگو سر کاری . الکی خوشی . اگه عشق بود که نمی رفت و تو رو تو خماری نمی ذاشت تو رو تو نيمه راه جا نمی ذاشت . اگه حرفامو نمی خوای گوش کنی گوشاتو بگير اما تو رو خدا چشماتو وا کن . عشق و دلدادگی نشونی داره . عشق يه طرفه مايه دردسره . همين که طرف خودش به يه بهونيی رفته خودش يه جور جوابه ! اگه تو می گی عاشقشی من باور می کنم . عشق خط کشی بلد نيست . عشق مثه بارونه خشک و تره و با هم خيس می کنه . می گی از دوريش خيلی رنج می کشی ! عيب نداره جونم بکش می دونی چرا چون خودت خواستی بذار اين رنج عشق تو رو پاک و زلال کنه . بذار خامی و نادونی تو وجودت ، با حرارت اين درد و رنج پخته بشه . از خودت بپرس تو اين عشق بی کلک ،کجای کار ميزون نبوده ؟! يا اگه طرف نا غافل رفته کدوم قسمته وجودش واسه تو ناشناخته بوده . شايد شما دو نفر يه جای آدرسو اشتباه اومدين. نذار با خيالبافی پات گير کنه تو گل واموندگی . برو تو عمق وجودت سرک بکش ، خودتو ديد بزن . ببين اگه از اون جدا شدی کجايی کارو اشتباه اومدی . می دونی چرا اشتباه کردی و فکر می کنی که به صفر رسيدی من که همه حرفم از اول همين بود اصلا می دونی موضوع چيه . ده نه ده نمی دونی اخه موضوع اينه که تو اصلا اون فرصت طلايی رو نشناختی . اون نگاه رو شکارش نکردی . می دونم دل پردی داری اما چه می شه کرد اشتباه از خودت بوده بايد می شناختيش حفطش می کرديش ، واسش جايگاه ابدی انتخاب می کردی . پس تا دير نشده بجمب . برو دنبالش بهش بگو اونو شناختی ، بهش بگو جای خاليشو حس کردی اگه اينارو بتونی بگی معلموه حالا ديگه تونستی شکارش کنی پس مثه ماتا منو نگاه نکن و راه بيوفت راستی يادت نره به منم خبر بدی رفيق . من منتظرم آخه منم لحظه ها رو شناختم لحظه خوب من لحظه ای که تو بهم خبر بدی تونستی اون نگاه رو شکار کنی .
تـــــــــــــــــــــــــــا بعـــــــــــــــد . سپيده

   





این قالب فقط برای وبلاگ بیا با هم باشیم طراحی شده است .
« بیا با هم باشیم »
http://sepidehjoon.persianblog.ir
sepi_dark_devil@yahoo.com

سپیده - 2003