E-MAIL
ARCHIVE

Flash player plug-in





  L O V E   S T O R Y 

با هـم باشـيم

http://pourhamzeh.blogsky.com - بدون شرح

http://paaeez.persianblog.ir - برگای زرد پائیز

 

Copyright :
. استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نام ماخذ ( بیا با هم باشیم ) و یا لینک به یادداشتها مجاز است
All Rights Reserved!
Sepideh - 2003

 

 

پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸۳

بازم اومدم

سلام . بازم سلام .

می دونم الان پیشه خودتون می گید اه بازم این دختره اومد اما خوب چکار کنم بازم نشد که برم و وبلاگمو با دوستایی که اینجا پیدا کردم فراموش کنم اخه با شما بودنو نوشتن خودش یه دنیا بود و من می خواستم سعی کنم این دنیا رو از خودم بگیرم .... به هر حال بازم تصمیم گرفتم بنویسم از اتفاقات و تجربیات ، داستانهای حقیقی و دروغی و همه این مدتیو که نبودم بگم و بنویسم .

می دونم هر شروعی یه پایانی داره اما به قول یارانه آزاده ( که امیدوارم همتون بشناسیدشون و بدونید کیو می گم ) چرا تو همین شروع و پایان خوب نباشیم و خوب زندگی نکنیم یا الان که موضوعه ما درباره وبلاگ و نوشتنه چرا خوب ننویسیم من اومدم که شروع کنم به خوب نوشتن و حقیقی نوشتن ، اومدم که بازم یه شروعه دوباره کنم و تا خط پایان خوب پیش برم البته سعیه خودمو می کنم امیدوارم موفق بشم . صحبت از یارانه آزاده کردم نمی دونم شما می دوید چیه یا نه اما من الان تا جایی که می تونم واستون توضیح می دیم . یاران آزاده اسم یه برنامست که از شبکه جام جم پخش می شه یا بهتر بگم به قول این رژیم یکی از همون تلویزیون های لوس آنجلسی پخش می شه اسم مجری این برنامه آزادست و هر روز به غیر از شنبه ها و یک شنبه ها سر ساعت 7 عصر پخش می شه که اسمشو ساعت آزادگی و عشق گذاشتن منظورم از این تعریفا و معرفی کردن این برنامه اینه که به همه شما دوستای خوبم توصیه کنم که حتماً ین برنامه رو ببینید چون هدفش اینه که ما رو به یاده خودمون بندازه و ما رو به اصل خودمون برگردونه و کمک کنه که بتونیم اون چیزی باشیم که خودمون از خودمون می خوایم ... به امیـــــــد اون روز .

 

داشت فکر می کرد که چرا همیشه اون چیزیو که می خواسته یا توقع داشته به دست نیورده . بیشتر لحظاتشو داشت به این موضوع فکر می کرد و به نتیجه نمی رسید و چون به نتیجه نمی رسید شروع می کرد به غصه خوردن و کلافه شدن . اما فایده نداشت که نداشت همش به این فکر می کرد که تو این دنیا به این بزرگی کجاش و داره چکار می کنه فکــر فکـــر فکــر ... شاید دلیلش این بوده که دلشو به چیزایی خوش کرده که فنا شدنی بودن یا به کسی اعتماد کرده و به اون تکیه کرده که تکيه گاهه خوبی نبوده  آره حتما دلیلش همین بوده چون وقتی به کسی تکیه کنی که خودش یه روز پایه هاش می ریزه تو رو هم با خودش می بره به تو رحم نمی کنه شاید تو رو خراب کنه تا خودش بمونه استوار بمونه ، شاید تو رو پل کنه یا پله که بتونه از روی تو رد شه بره بالا بالا بالا ... آره بعدشم تو می شینی غصه می خوری که چرا اون چیزی که می خواستم نشد و من نشدم . خوب آخه بابا جونه من می شه آدم یه راهو اشتباه بره و به مقصدی که می خواد برسه معلومه که نه ! قبول کن که وقتی انتخابت اشتباه باشه به جایی که می خوای نمی رسی و فنا می شی فـنـا . به کسی تکیه کن که استوار باشه خودش موندنی باشه از حس اینکه انگل باشی فرار کن می دونم اون از تو استفاده می کنه اما تو یاد بگیر از دیگری اسفاده نکنی ، یاد بگیر خودت باشی و به این قانون همزیستی مسالمت آمیز اصلا توجه نکن تو از خونه خودت تغذیه کن ، شعر خودتو بخون ، غذای خودت بخور ، سایه خودتو داشته باش ، یه کلام بگم خودت باش خــــودت ... همیشه به این فکر کن که این یه چرخشت که یه روزی هم بالاخره قرعه به نامه تو می یوفته و نوبت تو می شه پس خوبی کن تا خوبی ببینی پس انگل نشو تا انگل ، زالو به جونت نیوفته ، ببخش تا رها شی و رها شه ، بخند تا بهت بخنده و بتونی با خیاله راحت بخندی می دونم یه کم سخت ( یه کم که چه ارض کنم ) اما اگه تـــــــــو بخوای می تونی پس نشین غصه بخور که من کیم ، از کجا اومدمو به کجا می خوام برم اصلا کجا ایستادم چرا این نشد و اون نشد خودت اشتباه کردی انگل شدی افتادی به جونه کسی که خودشم انگله یه زالو که از خونه دیگران تغذیه می کنه ، تکیه گات خوب نبود که این حالو روزته تکیه گاتو عوض کن بشو خودت بشو یه انسان تنها اما انــســــان اگه دیگه غصه خوردی بگو من بد گفتم .  

 

دله هیچ کی مثل من غربته اینجا رو نداره ، دیگه حرفای عـلاقه همه مـــــــــــــــــردن تو دلم

مثل گنجیشکهای بی دونه و  بی جای محله دیگه هیچ جا تو درختها جای من نیست که برم

بـا تـــو بـــودن خیـــلی وقتـــه که گذشتــــه بی تــو بــــودن مثل مهـــــــــــــــــــره سرنوشته

دیگـــه اســـــم تـــو رو هــــی زمــــزمـــــه کـــردن نـــه تـــو می شــــه نـــه فــــــرقـــی داره

بارونـــــه از ســر شــــب هــمش می بــــاره تــو گــوشــم داد می زنـــه هـمش می نــالــــه

دیگــــــه هیچ کی  مثله من غربته اینجا رو نداره زنـــــــــدگی ارزش این همه اشکها رو نداره

دله هیچ کی مثله من غربت اینجا رو نداره دیگه حرفهای علاقه همه مـــــــــــــــــــردن تو دلم

 

 


عناوین مطالب وبلاگ

بازم اومدم :: پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸۳





   





این قالب فقط برای وبلاگ بیا با هم باشیم طراحی شده است .
« بیا با هم باشیم »
http://sepidehjoon.persianblog.ir
sepi_dark_devil@yahoo.com

سپیده - 2003