خودکـــــــشی از دست اين پرشين جون

از دست اين پرشين بلاگ خودمو می کشم من اين همه می نويسم اما واسه من خودشو لوس می کنه همه ياداشتهاموپاک می کنه 02.gif اما بالاخره من روشو کم می کنم و موفق می شم شماها شاهد باشين من کی گفتم . راستی سپنتا جان من نه فالگيرم نه بلدم فال بگيرم از الطاف شماهم ممنونم . زاستی يه گلايه هم از بعضی ها دارم چرا دلتنگيهای دوستاتونو مسخره می کنيد بخدا با اين کار و گل واژه گفتن برای اينو اون عزيز که نمی شين هيچ از دلها کمرنگم می شين . من می خواستم دليل اينکه هميشه دلتننگمو بگم اما چون اين پرسين جون حالمو گرفت بعدا واستون تعريف می کنم  . اما در اگر باقی موندم آخه می ترسم مورد هجوم بعضی از دوستان قرار بگيرم . و حسابی حس خودکشی بهم دست بده آخه من با اين موضوع زندگی می کنم و دلم نمی خواد (يعنی تحمل اينکه مسخره بشه ندارم ) باهاش شوخی بشه اما بالاخره تصميم خودمو می گيرم .

تــــــــــــــــــــــــــــــا بعــــــــــــــد . در پناه خدای خالق عشق باشيد . 23.gif 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali asheghpishe

سلام سپيده خانو نوبت شما هم ميرسه که عشاق صف بکشن.مرسی که سر زدی. عاشق باشی وپايدار

برگای زرد پاییز

سلام دوست عزيزم ... قرار نبود بخاطر بعضيا از خيليا بگذری ... بدون فقط برای اين ميام به وبلاگت که حرفای دلتنگی ات رو بشنوم ... اميدوارم هيچوقت دلتنگ نباشی ... عاشق باشی / مانی

hamed

سلام ممنون که اومدی اونطرف...بالاخره ميگی واسه چی ناراحتی .... به مزاحما هم کاری نداشته باش شاد باشی

علی سیاه

اولا ولادت حضرت علی (ع) مبارک ..... دوما روز پدر مبارک .... سوما ما مزاحميم ؟؟

سينا

خيلی وبلاگ قشنگی داری موفق و پیروز باشی

مانی

و نگاهی می آيد ... يک روز ... از دوردستها ... نگاهی از جنس سادگی و حتی ساده تر از آن ... تو را به دريای چشمهايش پيوند می دهد ... بايد دل به دريا سپرد ... بايد آبی را در عشق ديد ... در همان لحظه ... در همان نگاه ... و دوستت دارم را گفت ... بايد در نگاهش غرق شد ... برنگشت ... بايد خاطره شد ... خاطره ای از عشق پُر ... بايد همه جان صدا شد و فرياد زد ...« دلم تنگ است برای نگاهی که امتدادش چشمهای تو باشد » ... دلم تنگ است ...

vc

HAVE A NICE DAY

آمیرز سلیم

بک اسلش ! گفتم زشته الکی رد شم ..بذار به خودشم بگم که با باهم باشيم اش ياد برنامه محمدينا افتادم و با حرفاش ... هر چه می خواهد ... نکته نکته مو به مو --> و من همچنان در حال قدم زدن ام ـ - ـ - ـ -

Sh,Sh

...متنت رو خوندم .... خب ... چيزی ندارم بهت بگم ... عرضی نيست..

... ... ...

با بودنت دنيای من رنگی تر از هميشست ... قلب تموم آدماش از جنسی مثل شيشه است ... با بودنت رنگين کمون يه رنگ اضافه داره ... رنگی که زيباييش تو رو به ياد من مياره ... با بودنت تو گلخونه هيچ گلی کم ندارم ... هيچ گلی اونجا نميخوام وقتی تويی کنارم ... با بودنت غصه ميره شادی جاشو ميگيره ... با ديدنت هر چی غمه تو قلب من ميميره ... با بودنت شعرای من معنای تازه دارن ... گلای اطلسی برام شکلی دوباره دارن ... با بودنت دلم ميخواد که از سينه جدا شه ... پر بکشه به سمت تو ،‌تو راه تو فدا شه ... با بودنت دوستت دارم رو زبونم ميشينه ... سهم من از با تو بودن اين عشق نازنينه ... با بودنت يه زندگی يه عمر تازه دارم ... برای ديدن تو يه عمر در انتظارم ... هر شب ميای به خواب من ، من ديگه شک ندارم ... « يه روز مياد با من باشی ، بمونی در کنارم » ...