کاش بود

 

سلام نمی خوام همش از غصه بگمو از نااميدی اما بالاخره پيش می ياد منم ادمم و ادما هم دل دارن پس از دلتنگی گفتن نشون می ده که من هنوزمم ادمم اميدوارم با خودتون نگين وای اين همش از غم و غصه می گه .

اگه بخوای بشینی و از اول مرور کنی حتما به آخرش نرسيدی داغ می کنی بلند می شی . می دونی یه زمانی وقتی بچه بودم  دلم می خواست می تونستم يه مهره مار داشته باشم که هر کاری دلم می خواد باهاش انجام بدم آخه شنيده بودم هر کس مهره مار داره همه کاراش زود  اما وقتی بزر گ تر شدم ديدم اگه مهره مارم داشتم کارام پيش نمی رفت يعنی فرقی به حال من نمی کرد . پس بی خيال مهره مار شدم . بعد از اون تو جمع دوستام که می نشستم حرف از بختک می شد می گفتن يه موجوده که می يوفته رو آدم البته وقتی خوابه می خواد اونو خفه کنه اما اين بختک عزيز دماغشو که از جنس طلاست خيلی دوست داره و اگه موفق بشی دماغشو بگيری هر چی بخوای بهت می ده واسه همين يه مدت وقتی می خوابيدم منتظر بختک بودم اما از اونم خبری نشد پس منم طبق معمول اونو به فراموشی سپردم يه روز که نشسته بودمو داشتم با خودم فکر می کردم که اگه مهره مارو ، بختکو داشتم اصلا از اونا چی می خواستم هر چی فکر کردم به هيچ نتيجه ای نرسيدم . فهميدم من اصلا نمی دونم چی می خوام پس مدتی مشغول فکر کردن به خواستم بودم . خلاصه فهميدم دلم يه نگاه می خواد يه اميد يه دلگرمی يا بهتر بگم يه عشق .... هميشه فکر می کردم من بايد  عشقو پيدا کنم واسه همين دوره افتاده بودم واسه پيدا کردن عشق خنده داره من دنبالش می گشتم غافل از اينکه اگه عشق باشه خودش می ياد يعنی خودش پيدا می شه مدتها گذشتو من در پی عشق ... اما بی فايده . تا اينکه يه اتفاق منو عاشق کرد يه اتفاق ساده آره اون منو پيدا کرده بود اون با نگاهاش ، با خنده هاش ، با حرف زدنش منو عاشق کرد حالا ديگه من تازه فهميده بودم دنيا چه رنگيه اصلا دورو و برم چه خبره همه چيزم شده بود عشقم . نمی دونم الان چرا دارم اينارو می نويسم فقط می دونم که حسابی دلم تنگه اخه می دونی چيه هم صدا ديگه عشقمو ندارم نه اينکه مثل همه عشقا به سر انجام نرسيده باشه يا اون يکی يکی ديگه رو ترک کرده باشه نه اصلا موضوع من يه چيز ديگست داشتم می گفتم من عاشق شدم نمی دونم چطوری يا چقدر طول کشيد ولی بالاخره اين اتفاق افتاده بود و من اصلا ناراحت نبودم تازه خيليم خوشحال بودم اما نمی دونم چرا خدا با ما سر ناسازگاری داشت نگذاشت من طعم خوبشو بچشم نمی خوام گلايه کنم ولی دلم گرفته اونم نه يه کم خيلی ... آخه من تازه داشتم طعم خوبو می چشيدم حالا ديگه نه دلم مهره مار می خواست نه بختک دلم فقط و فقط اونو می خواست با اون که بودم دنيا رو نمی خواستم آخه بودن با اون خودش يه دنيا بود همه چيز داشتم و هيچ چيز نداشتم آخه نمی دونستم زود می خواد تموم بشه وگرنه هيچ وقت ناراحتش نمی کردم  الان اينا رو دارم می گم می دونم ناراحت می شه  اما منم ديگه صبرم تموم شده دلم می خواد داد بزنم داد بزنم بگم ديگه بسمه ، ديگه نمی تونم واقعا ديگه به آخر خط رسيدم آخه تو بايد منو می ذاشتيو می رفتی بعد بهم بگی بی تابی نکن آخه می خوام بدونم مگه می شه ؟؟!!!؟!!؟!؟!؟!؟! تو بگو تو که به من می گی تحمل کن تا کی آخه اون که ديگه بر نمی گرده . می دونی می خوام بهت چی بگم می خوام اينو بگم که ما آدما هر چی که داريم قدرشو نمی دونيم خود تو همين که  می دونی عشقت نفس می کشه ، راه  می ره ، هنوزم می خنده خودش يه دنياست همين که می دونی هنوزم هستش خيلی خوبه اميد داری که شايد يه روز برگرده اما من ... ميدونم اون ديگه نيست که با خنده هاش منو مست کنه و با نگاش منو خواب... می دونی چی می خوای بگم پس خوب گوش کن همين که اون زندست خيلی خوبه پس بهش فکر کن . دوستش داشته باش و با خاطراتش زندگی کن ببخشش و برو جلو نذار دير بشه آخه تا اخر عمر خودتو نمی بخشی بعد سوختن اون بدتره تا ساختنش .

 اگه ناراحتت کردم فقط واسه اين بود که دلم گرفته بود  آخه دلم انداز يه غصه بزرگ پره و بعضی وقتا فوران میکنه ديگه از متداومی خسته شدم ولی کاری نمی تونم بکنم ديگه بعد از اون همه چی عادی شده حتی بعضی وقتا خدا هم اونطوری می شه منظورمو که می فهمی ؟!  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کاشکی بود و می ديد . اما می دونم که حواسش به من هست پس می گم که من هنوزم ...    

تو رفتی بی من اما من دوباره دارم از تو برای تـــــــو می خونم

سکوت لحظه های تلخو بشکن نذار اينجا تک و تنــــــــها بمونم

 هنوزم با تو ام تا اخرين شعر نگو وقتی برا عاشق شدن نيست

حالا هر جا که هستی باورم کن بدون با ياد تو تنـــــــــــها ترينم

 هنوزم زير رگبار ترانه کناره خاطــــــراته تـــــــو می شــــــــــينم

منو ياد خودم بنداز دوباره  بذار از ابر سنگين نگاهم بازم بارون دلتنگی بباره

نذار اينجا تک و تنها بمونم                                   

تا بعــــد . سپيده     

                       23.gif                                                                                                  

 

/ 55 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باحال

سلام عيد به شما تبريک ميگم سال خوبي داشته باشي

i3lue

سلام سپيده جون!... عيدت مبارک!.... چرا نه آپيدی؟

eh3an-pko

سلام دوست عزيزم چرا ديگه به روز نميکنی

آرش

سلام سپيده جان.ببخشيد من دير اومدم البته زيادم بد نشده چون هنوز آپديت نکردی.تو اين مطالبو نوشتی اما انگار من نوشتم من با يک جمله تموم ميکنم چرا من عاشق «بی خدا» شدم؟سا نو مبارک منم آپديتم.

marmar

سلام عزيزم! سال نو مبارک!! چه وبلاگ خوشگلی داری خانوم!!!.....وقت رفتن هر چی خواستی از اتاق من ببر / ساعت و ببر تا من دقيقه ها رو نشمارم!.......عکستو ببر شايد يادم بره دوست دارم!!!!

حسن

سلام. برای رفع هرگونه شائبه بی معرفتی و زدن مشت محکم بر دهان استکبار جهانی بالاخره بهت سر زدم . تا بعد............ .

sooren

سلام ابجی جونم . بچه ها من ابجی سپيده هستم نمی دونم چرا نمی نويسه اما سعی می کنم دوباره راهش بندازيم . تا بعد البته به قول سپيده . سورن شيطون ۲۰۰۵

ندا

سلام همه رفتند كسي با نموندش / كسي حرف ئل مارو نخوندش / همه رفتند ولي دل ما / همون كه فكرنمي كرديم سوزوندش حرفهايي كه زدي به زندگي من خيلي شبيه منم فقط با دلخوشي اينكه زندس و گه گاهي ميبينمش ، خنده هاشو ، غرور مردونه زيباشو ، وحتي اخم كردن هاشو زنده ام . پيش از آنكه در اشك غرقه شوم از عشق چيزي بگو هرچه كه باشد . دوست دار تو ندا

.........................

............................